بایگانی برای ژانویه, 2006

ماده 188 قانون آئین دادرسی کیفری

ماده 188 قانون ائين دادرسي کيفري :
محاکمات دادگاه علني است به استثناي موارد زير به تشخيص دادگاه :
1- اعمال منافي عفت و جرائمي که بر خلاف اخلاق حسنه است.
2- امور خانوادگي يا دعاوي خصوصي به درخواست طرفين.
3- علني بودن محاکمه مخل امنيت يا احساسات مذهبي باشد.
تبصره 1- منظور از علني بودن محاکمه عدم ايجاد مانع جهت حضور افراد در دادگاه مي باشد لکن انتشار آن در رسانه هاي گروهي قبل از قطعي شدن حکم مجاز نخواهد بود و متخلف از اين تبصره به مجازات مفتري محکوم مي شود.

ماده 697 قانون مجازات اسلامي در بيان مجازت فترا :
… به يک ماه تا يک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق يا يکي از انها حسب مورد محکوم خواهد شد.

اينک:
شبکه اول تلويزيون در خبرساعت 21 خود اسامي عده اي از کشاورزان يکي از شهرهاي کوچک اطراف تهران را به عنوان زمين خوار و مفسد اقتصادي اعلام نموده است. از انجائي که پرونده اتهامي نامبردگان در دادسراي مربوطه در حال انجام تحقيقات بوده و هنوز به دادگاه ارجاع نشده و وقت رسيدگي به متهمين ابلاغ نگرديده و طبعا حکمي صادر نشده وبه قطعيت نرسيده لذا اعلام اسامي متهمين به فرض اثبات اتهام و محکوميت انها از اينجهت که قبل از قطعيت از طريق رسانه هاي عمومي منتشر شده است به صراحت تبصره ذيل ماده 188 ق.آ.د.ک قابل تعقيب و مجازات مي باشد.

اما :
در تبصره مورد استناد فقط به انتشار از طريق رسانه هاي گروهي اشاره شده است و متخلف از تبصره رامفتري دانسته است .
-ايا اعلام اسامي متهمين توسط دادسرا و در مرحله تحقيقات به رسانه هاي گروهي نيز مشمول اين تبصره خواهد شد. ؟؟
- آيا قاضي متخلف دادسرا و يا دادگاه مي تواند به بهانه اينکه من رسانه گروهي نيستم خود را معاف از مسئوليت مندرج در تبصره مذکور تلقي نمايد ؟
- اگر قائل به چنين برداشتي شويم قاضي که تحقيقات وي در مرحله دادسرا  محرمانه است با افشاء اسامي متهمان و نوع اتهام قبل از اثبات حسب کدام ماده قانوني بايد برخورد کرد؟؟

کامنت


کامنت

شوهر آهوخانم

به گفته اقاي محمد علي اسلامي ندوشن که در مقدمه کتاب مذکور آورده شده است حقيقتا جا دارد دهان انسان با خواندن اين کتاب از تعجب باز بماند. تقريبا چهل و شش سال قبل محمد علي افغاني کتابي را به نام شوهر اهو خانم روانه بازار کرد که کمتر از سه ماه نسخه هاي ان ناياب ونويسنده گمنام ان شهره خاص و عام شده بود. قلم سحار محمد علي افغاني و توصيفات جانانه وي از زندگي دو هوو و شهر و طبيعت فقر زده کرمانشاه ونيز بکار بردن تمثيلات و ضرب المثلهاي بسيار و انتقاد از دو همسري با تند ترين و تيزترين کنايه ها و تصوير روشن تمايلات شهواني پيرمرد ودر عين حال قابل احترام و قدسي خواندن بعض از رفتارها و اخلاقيات سيد ميران سرابي و… خواننده را ميخ کوب ! نموده و تا برگ آخر مجبور به خواندن مي کند. قبلا از اين نويسنده کتاب دره قرسو يا پيشگامان دره قره سو! را خوانده بودم ولي فکر نمي کردم نويسنده قبلا چنين اثر هنرمندانه اي را افريده باشد. به هر حال کتاب شوهر آهو خانم نوشته محمد علي افغاني در هشصدويازده صفحه را يک نفس خواندم ودر صفحات آخرجائي که سيد نامه اي را همراه مقداري پول براي اهو باقي گذاشته و با هما فرار مي کند نمي دانم چگونه شد که هنگام خواندن آن نامه کتاب را بستم و خود را به دست احساس سپرده و يک شکم سير گريه کردم.!!

یک کامنت

اعلام اسامی مفسدان اقتصادی

بنده خدا آیت الله هاشمی شاهرودی هرچه داد زد که آقایان ! اعلام اسامی مفسدان علاوه بر اینکه اثری در مبارزه با جرائم اقتصادی ندارد بلکه اقدامی خلاف قانون است که تا پایان رسیدگی و قطعیت حکم از نظر قانونی نیز ممنوع بوده و دادگاه نمی تواند به آن مبادرت کند اما گوشی شنوا پیدا نشد که نشد بلکه آن رئیس بی یاور از هر طرف اماج حمله قرار گرفت که وظایفش را انجام نداده و… . اینک با اعلام مشخصات متهمین اولین پرونده اقتصادی معلوم شد احد از متهمین سالیان قبل کارمند مجتمع فولاد اصفهان بوده که همان زمان از مجتمع مذکور اخراج و پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شده است و در رای صادره کنونی مجتمع فولاد به اعتبار آن کارمند اخراجی متخلف شناخته شده است .مجتمع فولاد در اعتراضی به اعلام رای مذکور و اینکه اعمال خلاف قانون کارمند اخراجی به شخصیت حقوقی ان شرکت ارتباطی ندارد اعلام نام شرکت در ردیف متهمین را از موجبات هتک حثیت دانسته و بی اعتباری شرکت در مجامع داخلی و خارجی را از پیامدهای طبیعی آن رای دانسته است . بنظر جا دارد وکلای شرکت دعوائی علیه ریاست محترم مجتمع قضائی اقتصادی و قاضی صادر کننده رای و به خواسته جبران ضرر و زیان و اعاده حثیت مطرح نموده و بر خواسته قانونی خود پای فشاری نمایند.

2 کامنت

دادخواست مخدوش و ادعاي جعل

همکار محترم اقاي الف به دست خط خويش دادخواستي به خواسته الزام به تنظيم سند نوشته و تقديم دادگاه کرده است . بنده در مقام وکيل خواندگان در جلسه دادرسي شرکت و دفاعياتي مطرح نمودم نظر به قرابت نسبي که بين خواهان و خواندگان وجود داشت با تشويق اينجانبان وکلائ خواهان و خواندگان ، موضوع دعوي به مصالح ختم و از دادگاه تقاضاي صدور گزارش اصلاحي نموديم گزارش مذکور نيز صادر و راي به مرحله اجرا رسيد. شخص ثالثي به اين ادعا که خواهان و خواندگان با جعل دادخواست ! وصورت جلسه دادگاه مرتکب بزه شده اند عليه قاضي رسيدگي کننده در دادسراي ويژه دولت اقامه دعوي کرده است( مستد ادعا را قلم خوردگي و مجدد نويسي در برگ دادخواستي که از ناحيه وکيل خواهان تقديم شده بود دانسته اند.) اقاي بازپرس نيز قاضي مذکور را احضار و اتهام جعل دادخواست و صورتجلسه را به وي تفهيم نموده است ؟!! اينجانبان طي لايحه اي به بازپرس نوشتيم : اولا : ثالث اجازه ورود در پرونده اي که خواهان و خواندگان متفاوتي دارد جز از طريق اقامه دعوي وعترض ثالث حق مداخله ندارد.
ثانيا : نوشته ها وقتي به دستخط وکلاء و اصحاب دعوي نوشته مي شود و نامبردگان به مدلول الفاظ آگاه هستند ادعاي جعل واقعا مايه تعجب است.
ثالثا : سمت ثالث در ادعاي جعل دادخواست حقيقتا مفقود وادعاي وي غير قابل اعتبار محسوب مي گردد.
رابعا : قاضي رسيدگي کننده چه نفعي در دعواي طرفين که به مصالحه ختم شده ،داشته است ؟
اما داستان برداشت هاي متفاوت از قانون بعلت کشدار بودن مواد ! همچنان ادامه دارد.

2 کامنت

تشکر جناب حاجی پور

ممنون از محبت شما انشاء الله از زحمات جنابعالی بهره مند خواهم شد.

یک کامنت

درباره

این یک نمونه صفحه است. شما می توانید این صفحه را ویرایش و اصلاح کنید و در مورد خودتان یا وبلاگتان نوشته و خود را به بازدیدکنندگان وبلاگتان معرفی کنید. شما می توانید صفحه های متعددی ایجاد کنید.

کامنت

سلام

به وبلاگ خود خوش آمدید! این اولین پست و نوشته شما محسوب میشود و به صورت خودکار همزمان با ایجاد وبلاگتان، منتشر شده است و دلالت دارد بر درست انجام شدن مراحل ایجاد وبلاگ شما. شما می توانید این نوشته را حذف کرده و نوشتن آغاز کنید

پیروز باشید

کامنت